تبليغاتX
جمهور - رفرم خواه یا انقلابی؟

جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!

با نزدیک شدن به هر انتخابات در ایران جریانهای سیاسی مواضع متفاوتی را اتخاذ می کنند و بر اساس آن به رقابت،مبارزه و یا ائتلاف می پردازند.به عنوان نمونه از ابتدای انقلاب تاکنون اکثریت گروههای مخالف رژیم حاکم تمامی انتخاباتها را تحریم کرده اند که در برخی موارد استثنا هم وجود داشته است.شاید طبیعی باشد که گروههایی که به هر جهت از هرگونه مشارکت در قدرت سیاسی محرومند و اصولا قواعد و اصول حاکم نظام سیاسی کشور را مردود می داند، تحریم اولین واکنش آنها به انتخابات باشد.آن هم انتخاباتی که میزان مشارکت ملاک مشروعیت نظام سیاسی حاکم در نظر گرفته شود.با نادیده گرفتن این نکته که آیا این سیاست درست بوده و یا کارایی دارد و اصولا جریانات مذکور قدرت اثرگذاری اجتماعی لازم را دارند به یک نکته می پردازم و سوالی را مطرح می کنم.
آیا جریانی با عنوان تحریمیان وجود دارد؟
به طور مشخص این پاسخ به نظر الپر عزیز است که اعتقاد دارد:
"بيش از دو سال است كه يك گروه خاص از نخبگان سياسي و اجتماعي نامه‌هايي با امضاي مشترك مي‌دهند، در بزنگاههاي سياسي مواضع مشترك مي‌گيرند، در كنش‌هاي مشترك سياسي شريك مي‌شوند و ابژه‌ها و نمادهاي مشتركي از قبيل مراسم‌ها، شخصيت‌ها، الگوي سخن و الگوي رفتار هماهنگ پيدا مي‌كنند، آيا اينها براي انكه آن طيف از افراد و افكار را در يك رده دسته‌بندي كنيم، كافي نيست؟"
من فکر می کنم این دلایل به هیچ وجه کافی نیست.جریان شناسی رسم و رسوماتی دارد شکل گیری و حضور هر جریان در جامعه نیازمند مختصاتی مشخص است.لزوم همراهی چند عنصر سیاسی در اتخاذ تاکتیکی مشترک و اعلام آن و نه لزوما اجرایی کردنش،که من مصرانه اعتقاد دارد هواداران تحریم همچون اصلاح طلبان هیچگاه به عملیاتی کردن برنامه هایشان نپرداختند،صدور چند بیانه و چند مصاحبه وفریاد تحریم تحریم در پستوها را نمی توان یک حرکت منسجم و با برنامه نامید.
فراتر از تمام این توصیفات این چه جریانیست که نه رهبران آن مشخص هستند و نه بدنه و عقبه ی اجتماعی آن عیان.و در شرایط عادی نه تاکتیک مشخص اعلام شده ای دارند و نه برنامه اجرایی انجام شده ای.البته در مورد این موضوع که اطلاق عنوان "جریان" بجای "جبهه" یا "طیف" برای این گروه از فعالین سیاسی مناسب است تشکیک وجود دارد."جریان" از جنس رخداد و تغییر و عملکرد است و در معنای طیف کاربردی ندارد.فی مثل جریان اصلاحی که بیانگر حرکتی بسوی تحول است و یا جریان محافظه کار که بیانگر یک نوع رفتارخاص در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی است.ولی هیچ معنای مناسب و رسمی برای "جریان تحریمی" نمی توان یافت.
از سوی دیگر الپر به طور مشخص موافقان تحریم چند انتخابات اخیر را امتداد ضد انقلاب می داند و با گروههایی که در این بیست و چند سال "ضدانقلاب" خوانده شدند همسنگ و بنوعی همجنس میشمارد.تولدلفظ "ضدانقلاب" به جهت سرکوب نیروهای سیاسی در ابتدای انقلاب -و حتی هم اکنون- توسط گروههای حاکم استفاده میشد و می شود.دربیشتر موارد نیز نیروهای موثرکه در وقوع انقلاب نقش بسزایی داشتند-ملی ها،نهضتی ها،توده و اکنون اصلاح طلبان- را در بر می گرفت و می گیرد.استفاده از این واژه در ادبیات اصلاحی - و توسط رفرم خواهان- سو تفاهم ایجاد می کند که آیا هنوز ما در شرایط و فضای انقلابی سیر می کنیم!؟.
ضمنن بایدتوجه داشت انتخاب تاکتیک مشترک به هیچ وجه دلیل همگرایی و یا دنباله روی نیست.که اگر اینگونه باشددر انتخابات مجلس هفتم مشارکتی و بسیاری دیگر نیز دنباله رو "ضد انقلاب" شدند و بنام عدم مشارکت به واقع انتخابات را تحریم کردند البته بدون توجه به ادعاهایی که اعتقاد دارند "عدم مشارکت تحریم نیست" که این نوع توضیحات ازآن الفاظ رکیک است.
فراگیر شدن بحث و نقد عملکرد جریانات و گروههای سیاسی در میان وبلاگ نویسان را باید به فال نیک گرفت.امری که نشان می دهد وبلاگستان توان بالایی در تبدیل شدن به محلی برای تضارب آرا و البته تمرین دموکراسی باشد.گرچه ممکن است کمی فحش هم نوش جان کنید.این بحث و نقد ادامه خواهد داشت.
+ نوشته شده در  2005/8/31ساعت 0:31  توسط مهدی محسنی  |